محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
635
مخزن الأدوية ( ط . ج )
و اين نوع كم مستعمل و كم كسى مىخورد جهت آنكه حدت و بورقيت و لزوجت بسيار دارد و به جوشانيدن در آب و طبخ به نحو مذكور بالكل زايل نمىگردد و برگ آن را نيز پخته مىخورند و آن نيز با حدت و لزوجت بسيار است و بيخ بستانى آن را كه به هندى اروى نامند كوچكتر و برگ اين بزرگتر و عريضتر و حدت و بورقيت و لزوجت آن كمتر و لهذا اكثر مستعمل و مأكول به نحو مذكور كه اولًا در چند آب جوش داده تبديل نموده پس در روغن و پياز بريان كرده آب داخل كرده پخته و افاويه حاره طيبه و زردچوبه داخل نموده مىخورند لذيذ مىباشد و با گوشت لذيذتر و بعضى كه در پختن بسيار صاحب وقوفاند اول در آب زردچوبه انداخته كه خوب رنگين شود يك مرتبه در آن آب جوش مىدهند كه رنگين گردد و نيم خام آن را در روغن و پياز بريان مىكنند بعد از آن در آب گداز كرده ترشى انبه خام تازه يا خشك و اگر نباشد ترشى ليمو يا تمر هندى به قدر ذايقه و اندكى فلفل سرخ داخل كرده ساده بدون گوشت يا با گوشت پخته مىخورند بسيار لذيذ مثل مغز قلم مىشود و در حين طبخ لزوجت آن را زايل مىگردانند و بريان نمودن در روغن نيز و اين را نيز گلى مانند آنست . طبيعت آن : مطلقاً در اول گرم و در دويّم تر و در اول نيز خشك گفتهاند . افعال و خواص آن : بغايت مسمن بدن و محرك باه دانستهاند . * اعضاء الصدر * جهت سرفه و خشونت سينه و حنجره . * اعضاء الغذاء و النفض * سريع الهضم و رافع سحج امعا و اسهال و پوست آن در حبس اسهال اقوى و جهت استسقا و لاغرى گرده و اسهال صفرا و ماء اصفر و ماييت به رفق و ادرار بول خصوصاً عصاره نبات آن و تناول برگ و شاخ مطبوخ آن نافع . المضار : دير هضم و مولد سودا و سدد ، مصلح آن عسل و سكنجبين و ادويه خوشبوى مانند دارچينى و قرنفل و بعضى آن را با سركه و خردل مرتب مىنمايند و اين هنگام سريع الهضم و الخروج مىباشد از معده و نوشتهاند كه آن را تخمى مىباشد و در افعال قريب به تخم كرنب . مقدار شربت : از تخم آن دو درم و عصاره نبات آن از ثلث رطلى تا به دو ثلث و نوعى از قلقاس مىشود صلب مستدير كه هر چند طبخ نمايند پخته نمىگردد و ضماد آن جهت نضج اورام و ذرور سوخته آن جهت اندمال قروح و قلاع و تقويت موى مؤثر . قلقديس به فتح دو قاف و لام ساكن در ميان و كسر دال و سكون ياى مثناة تحتانيه و سين مهمله . در ماهيت آن اختلاف است اكثرى زاج سفيد و بعضى زاج سرخ و بعضى زرد و بعضى نوعى زاج سفيدى كه به فارسى آن را زاج شتر دندان نامند دانستهاند و بعضى گفته كه آن را به فارسى شوغار و به يونانى حلقيس نامند و تحقيق آنست كه قلقديس سه صنف مىباشد صنفى سفيد سبك زود شكن و اين تندترين و بهترين اصناف است و صنف دويّم كثير الارضيت غليظ خشن و رنگ آن مايل به كبريت و اين را به يونانى مالى ترايا نامند و صنف سيّم نرم متساوى الاجزا و سست و چون آب بدان رسد سياه گردد و اين را زاج الاساكفه نامند و در حرف الزاى المعجمه مع الالف به تفصيل ذكر يافت . قلقطار به فتح دو قاف در ميان لام ساكن و فتح طاى مهمله مشاله و الف و راى مهمله . در ماهيت آن اختلاف است اكثرى زاج اصفر و بعضى نوع زاج سفيد شتر دندان و بعضى زاج اصفر مايل به حمرت دانستهاند و بهترين آن خالص بسيار زرد و براق مانند زرنيخ زودشكن آنست و در زاج نيز ذكر يافت . قلقل به كسر دو قاف و سكون دو لام و به ضم هر دو قاف نيز آمده لغت عربى است و آن را قلاقل و قلقلان به ضم قاف اول و بزر رمان برّى و به فارسى انار دانه دشتى و به هندى كوارچكنه نامند و بيخ آن گويند مغاث است . در ماهيت آن اختلاف است به قول اكثر آنكه نباتى است شبيه به نبات قنب و ساق آن مايل به سرخى و شاخهاى آن دراز و قنب از آن اقوى از شاهدانج و بوى آن ذفر الرايحه و گل آن مايل به سفيدى و تخم آن در غلافى خشن و مستدير و بزرگتر از فلفل و املس و بيرون آن مايل به سياهى و مغز آن سفيد با حلاوت و اندك لزوجت و پوست ساق آن سفيد و مستعمل مغز آنست و بعضى آن را حب السمنه دانستهاند و نه چنين است و آنچه مشاهده شده در بنگاله آنست كه نبات آن يك ذرع دست با يك ساق باريك و شاخهاى باريك زوج زوج متصل برگهاى آن رسته و برگ آن شبيه به برگ ياسمين و از آن كوچكتر بر سر يك شاخه كه قوىتر است و از شخص ثقه استماع يافته كه نبات آن از قبيل نجم و بياره درهم پيچيده بر زمين مفروش و برگ آن شبيه به برگ مرزنجوش و ثمر آن به قدر فلفلى و مدور سياه رنگ و يك نقطه سفيد بر بالاى آن و سه عدد پيوسته به هم متصل به قمع آن و در غلافى سه پهلو شبيه به غلاف كاكنج بر سر شاخى كه باريكتر است و در خامى سبز مىباشد . بيخ آن سرخ رنگ باريك . طبيعت آن : در دويّم گرم و تر با رطوبت فضليه .